چرا برخی شهرستان ها روزانه خاموشی دارند ولی برخی مناطق تهران هرگز ؟؟؟
من خجالت می کشم!
گرمای تابستان که آمده انگار حالا علت اصرارهای زیاد دکتر احمدی نژاد را برای دراختیار قرار داشتن انرژی هسته ای بهتر می فهمیم. گویی از پیش می دانسته قرار است تابستان امسال و شاید سال های دگر چه اتفاقاتی بیفتد که اینقدر علاقه مند به تولید انرژی هسته ای بود و چقدر برای افتتاح نیروگاه هسته ای اصرار داشت. نیروگاهی که هر از گاه امیدی از روسیه می رسد که افتتاح خواهد شد و باز امید کمرنگ می شود و به نیروگاه که بنگری، به جای کلید افتتاح آن، کتابی از مذاکرات سیاسی و فنی گذاشته شده که بازی های سیاسی، هر روز هم برگی به آن افزوده می کند، تا ببینیم کی سنگ اندازی های قدرت های بزرگ تمام می شود و کلید جای کتاب را می گیرد. به این ترتیب در گرمای تابستان امسال که در برخی شهرهای جنوب ایران و برخلاف سال های گذشته، غبار و طوفان خاک هم به آن علاوه شده، کاری از نیروگاه و انرژی هسته ای ساخته نیست تا برق مورد نیاز را تأمین کند. و مردمانی که در خاموشی ظهر روزهای گرم مانده اند، در گرما خاطرات سالهای قبل را مرور می کنند که سالها قبل هم خاموشی ها فراوان بود و می گفتند نیروگاه و سد به قدر کافی نداریم، اما پس از چند سال آنقدر سدهای بزرگ ساخته شد و نیروگاه های عظیم به رویش گذاشته شد که مردم ایران، خاموشی و رفتن برق از یادشان رفته بود، زندگی ها هم با اطمینان که لابد برق کافی از این پس در کشور هست رو به مدرن شدن رفت و از روشنایی خانه ها گرفته تا گردگیرهای خانگی برقی به بازار آمد و مردم خریدند و استفاده کردند. چراغ های گازی روی دیوارها جمع شد و چراغ های روشنایی نفتی هم در اسباب کشیها گم شدند و کسی هم به گم شدنشان فکر نکرد. تکنولوژی و قدرت فنی ایران در ساختن سد و نیروگاه آنچنان بالا رفت که این فن آوری را به خارج صادر کردیم و برق آنقدر تولید شد که به همسایه ها برق فروختیم. تا اینکه سال 1387 از راه رسید و دولت محترم از زبان وزیر نیروی خود اعلام کرد که هیچ جای نگرانی نیست، برق هست و این اوایل سال بود. پس از گذشت چند هفته برخی خاموشی ها آغاز شد، نظر وزیر نیرو این بار اندکی تغییر کرد، ایشان همچنان معتقد بود که برق به اندازه کافی هست، اما مردم باید چند درصد صرفه جویی کنند، باز اندکی لحن وزیری که می گفت نگران نباشید، برق هست، عوض شد که اگر صرفه جویی نشود مثل هفته گذشته خاموشی ها در کشور آغاز خواهد شد و سرانجام تعارف کنار گذاشته شد. این روزها برق هر وقت که بخواهد می رود، بی آنکه اعلام شود، گرمای تابستان بسیاری را کلافه کرده و این سؤال هر روز جدی تر می شود که کشوری که مدیرانش سخت در پی انرژی و نیروگاه هسته ای هستند و متخصصانش، بهترین سدسازها و نیروگاه سازها، دچار کدام برنامه ریزی غلط و کدام مدیر«دورنااندیش» بوده که باز مثل ده سال قبل باید به دنبال چراغ های موشی و موتور برق و لامپ های گازی برود؟ آیا دولتمردان عزیزی که سه سال از دوران مدیریشتان می گذرد، فکر این روزها را از سه سال قبل نکرده بوده اند؟
از این عجیب تر اصراری است که وزارت نیرو به پنهان کردن خاموشی ها دارد که خود اسباب زحمت مضاعفی برای مردم است، اگر کم کاری و برنامه ریزی غلط را می ذیرفتند و شجاعانه آغاز خاموشی ها را اعلام می کردند، آنگاه می شد انتظار داشت که دست کم برنامه زمانبندی مشخصی برای قطع برق اعلام شود تا جراح در میان جراحی، دانشجو در خلال امتحان و کارگر در زیر دستگاه پرس، ناگهان با قطع برق روبرو نشود و دست کم در این شرایط برای خود برنامه ریزی کند، اما با روشی که مدیران خجالتی وزارت نیرو در پیش گرفته اند، قطع برق به ناعادلانه ترین شکل انجام می شود و هیچ کس امکان مهار این خاموشی های در کمین را ندارد. اگر فرصت و برنامه ای برای تولید بیشتر برق در دست مدیران عزیز نیست، دست کم کاغذ و قلمی هست که روز و ساعت خاموشی ها را بنویسند و مردم را هم در دانسته هاشان شریک کنند.
شاید هم زمانی همتی کردند و گفتند چرا برخی شهرستان ها تقریباً هر روز خاموشی ها را تجربه می کنند اما برخی مناطق تهران هنوز از این هجوم در امان مانده اند؟

