تبليغاتX
مرد کاغذی - حکایت دیدار با دکتر خواجه پیری

حکایت دیدار با دکتر خواجه پیری

یکی دو شب پیش دکتر محمدعلی خواجه پیری مشاور محترم وزیر فرهنگ و ارشاد در امور قرآنی و مدیر کل هماهنگی، توسعه و ترویج مراکز قرآنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور؛ به آبدان ما آمده بود. ایشان در جلسه ای که در مرکز قرآنی معراج تشکیل شده بود کلی بذل و بخشش نمود و شاید مبلغی حدود 50 میلیون تومان در کل به این مرکز قرآنی و کانون قران آبدان البته به حق کمک نمود. ما هم بدلیل اینکه افتخار داشتیم و چند سالی روانخوانی و تجوید قرآن رو تدریس می کردیم بعنوان یکی از مربیان دعوت بودیم و تو این جلسه حضور داشتیم؛ ابتدای ورود ایشان که داشتیم بهشون خوش آمد می گفتیم از دو سئوال ایشون خیلی خوشمان آمد اول اینکه: چرا هزینه امور قرآنی رو دادید برای من خیرمقدم نوشتید؟ و دوم اینکه: همون پذیرایی که از ما کردید از بقیه هم کردید یا خیر؟ ضمن اینکه در حین جلسه با شوخی هایی که می کرد من را نیز همچون دیگر مربیان و میهمانان حاضر جذب خویش کرده بود. ویژگی های جالبی که شاید کمتر در مدیران کل کشور پیدا می شد؛ از اینکه مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران اینقدر ساده، صمیمی، بی آلایش هستند از تمام وجود احساس افتخار میکردم و از اینکه در این برهه از زمان زندگی می کردم بی نهایت خرسند بودم. داشتم در دل به محمود احمدی نژاد احسنت می گفتم از اینکه همچین کسانی را به مسئولیت رسانده ولو اینکه اندکی ما در سختی باشیم ولی به استناد آیه شریفه قرآن: «ان مع العسر یسرا» آسانی را نیز در پی خواهیم داشت. من در پایان جلسه و قبل از اینکه رسماً جلسه به پایان برسد جهت تشکر و تعارفات مرسوم زودتر از بقیه بیرون آمدم تا از دوستانمون که از فرهنگ ارشاد استان تشریف آورده بودند تشکر نمایم؛ در هنگام خداحافظی نیز درخواستی را کتباً به دکتر خواجه پیری تقدیم نمودم و با ایشان خداحافظی نمودم اما... اما یکی از دوستان فرهنگی و شاعرم که در جلسه مذکور نیز حضور داشت هنگام خداحافظی حرفی زد تا آن شب دوباره تا مدتی در فکر و کلنجار با خود باشم. ایشان گفتند که این جلسه انتخاباتی بوده و دکتر خواجه پیری در پایان نشست (هنگامی که من بیرون بودم) اعلام کرده که فقط 8 ماه به این فعالیت های قرآنی باقی مانده است و اگر دوست دارید همینطور قرآن توسعه یابد و عزیز باشد همت کنید نگذارید این فرصت از دست برود. در صداقت و شهامت محمود احمدی نژاد تردیدی ندارم اما ای کاش در نظارت ایشان نیز شک نمیکردم تا اینگونه... براستی آن شب همه فکرم این بود آیا حرکات، بذل و بخشش ها، شوخی ها و اصلاً اصل دیدار و بازدید از کانون برای یک هدف آن هم تبلیغ بوده است؟ آیا قرآن بهانه ای است برای بالا رفتن دیگران؟ ایمان دارم که قرآن تنها وسیله ای است که انسان ها را بالا می برد و عزت می بخشد اما آیا اینگونه؟

!! نوشته شده توسط ابراهیم جاگرانی | 23:55 | پنجشنبه 21 آذر1387 •

RSS